شماره 58
تاریخ : 14/8/85
معاونت محترم حفظ و احیاء آثار تاریخی
سازمان میراث فرهنگی خراسان
احتراماً عطف به نامه 2926 ح – 50/128-1/8/1384 و نیز پیرو پاسخ مورخ 14/8/84 معروض می دارد نظر به اینکه جنابعالی به استناد منابع و مآخذی که قید فرموده بودید ، منکر انطباق خندق و حوض مسجد جامع کاشمر با خندق و حوض مسجد جامع ترشیز شده اید و با وجودآنکه اینجانب طی پاسخی که برایتان ارسال نموده بودم؛ دلایل کافی را دررد منابع و مواخذ مورد استناد جنابعالی که اکثراً از معاصرین است ، خدمتتان عرض نمودم؛ و در پایان آن مرقومه نظر سازمان متبوعتان را به عدم وجود صحت در اظهارات لسترنج در کتابش :" سرزمین خلافت شرقی" معطوف نموده ام. یعنی در خصوص اظهارات مجعولی که لسترنج به اصطخری نسبت داده وطی آن در زیرنویس کتابش این ادعای پوچ را مطرح نموده که : " اصطخری ترشیز را در غرب کندر دانسته است" بر همین اساس اینجانب نظر سازمان متبوعتان را در این باره جویا شدم تا اگر این عبارت را که مورد استنادتان هم قرار گرفته بود چنانچه در کتاب اصطخری یافته اید ما را هم مطلع کنید ! ولی متأسفانه تاکنون هیچگونه اعلام نظری از سوی جنابعالی و سازمان متبوعتان در این باره صورت نگرفته است.با توجه به اینکه کلیه اقتباس نویسان معاصرتاکنون بدون هرگونه مطالعه و بررسی در خصوص صحت و سقم اظهارات این نویسنده انگلیسی معاصر اقدام به نقل قول مطالب مجعول او نموده وبه این نیز اکتفا ننموده اند و خود نیز برای افزودن بر حجم کتابهای خود جعلیات دیگری به آن افزوده اند. وبا این اقدامات تاریخ یک شهر کهن را به تحریف و پریشانی کشانده اند. لذا ضمن تکرار درخواست قبلی خود مبنی بر اعلام نظر آن سازمان محترم در خصوص تعیین میزان صحت وسقم اظهاراتی که لسترنج به اصطخری نسبت داده است،. در اینجا نیز یکی دیگر از منابع مورد استنادتان را در آن نامه که به اعتبار آن ترشیز را خراب شده در فیروزآباد معرفی کرده بودید ، مورد نقد و رد قرار می دهم تا به عدم قوت و سستی استنادتان به این منابع پی ببرید:
منبع دیگر مورد استناد شما کتاب " تحریری از تاریخ جهانگشای جوینی" بود که از آن نقل فرموده اید:(...خندق ترشیز را که چون غاری بود پر کردند......ص 170 )
یعنی شما بنا به این عبارت به طور ضمنی نتیجه گرفته اید که دیگرنباید در ترشیز خندقی برجا مانده باشد و کاملاً باید پر شده باشد. ولی اینجانب بنا به دو دلیل خلاف آن را برایتان اثبات می کنم: اولاً: نظر شما را به دنباله نقطه چین نقل قولتان که به آن توجهی ننموده اید جلب می کنم. البته از اصل کتاب تاریخ جهانگشای جوینی چاپ 82 ص 46 : (.... بمحاصره آن حصار مشغول شد ومدت چهار ماه محاربت کرد و خندق ترشیز را که چون غاری عمیق بود انباشته و نزدیک رسید که در هفتۀ مستخلص شود .... و عجب حالی افتاد که علم ملک قطب الدین بی موجبی بشکست و نگونسار شد ملک قطب الدین از آن تطیّر گرفت
و ...... بعلت مرض عزم مراجعت کرد....). در این عبارات می بینید که به صراحت آمده است که یک هفته دیگر به پایان و خلاصی کار پرکردن خندق ترشیز مانده بوده است. و ملک قطب الدین به ناچار و به دلایل گوناگون از قبیل مرگ پدرش وفوریتی که در مسألۀ جانشینی پدرش وجود داشته ایست باعث گردید که با بهانه های ساختگی نگونسار شدن خودبخودی علم و مرض تمارضی خودش، از پر کردن کامل خندق ترشیز منصرف و قصد بازگشت به پایتختش را نماید.
پس با درنظر گرفتن کامل این گزارش تاریخی آشکار خواهد شد که وضعیت موجود خندق کاشمرکاملاً با مندرجات این گزارش تاریخی مطابقت دارد یعنی اگرهمین مقادیر از خندق برجا مانده کاشمر را که در حد فاصل خیابان 15 خرداد 2 تا6 کاشمر بر جا مانده است که ما آن را به عنوان خندق ترشیز معرفی کرده ایم در نظر بگیریم آنگاه متوجه خواهیم شد که پرکردن این مقداراز خندق برجا مانده نیز یک هفته بیشتر کار نمی برده است. یعنی این بخش از خندق پر نشده موجود در کاشمرکاملاً منطبق با خندقی که بنا به تاریخ جهانگشای جوینی " نزدیک رسید که در هفته ای مستخلص شود" می باشد.
در حالیکه در فیروزآباد هیچگونه خندق پر شده یا پرنشده ای وجود ندارد.
ثانیاً:گزارش های تاریخی که به حمله تیمورلنگ به ترشیز پرداخته اند مجدداً خبر از وجود خندق درپیرامون ترشیز در چند سده بعد از قطب الدین محمد تکش داده اند. لذا این موضوع مستندات شما را در خصوص نابودی کامل خندق ترشیز با چالش جدی روبرو می سازد. با عرض این موارد مجدداً نظر شما را به اظهارات تاریخی مقدسی در کتاب احسن التقاسیم جلب می کنم که به صراحت در 1100 سال پیش کندر را پایین تر از ترشیز معرفی می کند. و این گزارش فقط با موقعیت کاشمربه عنوان ترشیز مطابقت می نماید. چون فیروزآباد هیچگاه بالاتر از کندرقرار نمی گیرد تا بتوان آن را به عنوان ترشیز کهن شناخت. انحراف از این حقیقت تاریخی و جغرافیایی در کتب معاصرین از لسترنج انگلیسی شروع شده است.
در پایان در خصوص این دلایل خواستار اعلام نظر جنابعالی و سازمان محترمتان
می باشم. تا مشخص شود که تکلیف خندق و حوض مسجد جامع کاشمر چه خواهد شد و به کجا خواهد کشید؟ آبا این دو اثر به ثبت خواهد رسید؟ و آیا سازمان متبوع به شما بنا به این دلایل حاضر به احیاء ترشیزدر کاشمر کنونی خواهد شد یا اینکه کماکان با توسل به مستندات بی اساس در عقیده قبلی خود مصر خواهد بود؟ در ضمن در مورد یک اثر دیگر در کاشمر یعنی سرو باغمزار کاشمر آیا فکری برای ثبت آن در ردیف میراث طبیعی انجام خواهد شد ؟